لذا به مهمترین بحث آن که رجوع شاهد از شهادت خود در اعم دعاوی پرداخته شده است که اگر شاهدی بر اساس تکلیف نسبت به تحمل و ادای شهادت با توجه به تمام شرایط و صفات در نظر گرفته برای دادن شهادت اقدام نماید، بداند که چه اجر و ثوابی نزد خدا دارد و اگر برخلاف آن به هر دلیلی که با قصد و رضا همراه هست مبادرت به دروغگویی و تزویر و نیرنگ پس از اجرای حکم و استیفای آن مخصوصاً در جنبه ی کیفری (جزائی) مثل قتل و قطع عضو و در مرحله ی بعدی در دعاوی مدنی خاص و سپس مالی، به رجوع از آن مبادرت ورزد، بایستی منتظر ضمان آن باشد که چه مجازاتهایی برای او در نظر گرفته شده است.
لذا در محاکم قضائی، احکام شهادت که از منظر شرع مقدس اسلامی است به مرحله اجرا در می آید و هیچ وقت فرد مجرم از چنگال عدالت نمی تواند فرار کند. چون جنبه الهی و اخروی آن با توجه به عدالت الهی هیچ وقت نادیده نخواهد شد.
در همین راستا سعی شده بعد از بحث مقدماتی راجع به شرایط شهادت و رجوع و صفات و نصاب آن به صورت اجمالی، در رجوع شاهد از شهادت؛ قبل از صدور حکم- بعد از صدور حکم توسط حاکم و قبل از استیفاء حکم- و بعد از صدور حکم و در بحث مقوله دعاوی مالی، دعاوی مدنی خاص و بعضی از مصداق های آن، و در دعاوی کیفری ( جزائی ) آن و چند نمونه از موارد آن را به صورت تفصیلی در این پایان نامه گنجانده ایم.
لذا، استفاده از منابع ارزشمند فقهی و حقوقی از جمله نظرات علماء عظام و اساتید معزز و اندیشمندان بزرگواری که در عرصه های علمی خصوصاً در زمینه فقه و حقوق قلم فرسایی نموده اند استفاده شده است بنابراین جا دارد به بعضی از کتابهایی که در این پایان نامه مورد بهره برداری قرار داده شده نام برد، از جمله کتاب های فقهی – تحریر الوسیله، جواهر الکلام، روضه الطالبین، الشهادات (سید محمد رضا گلپایگانی)، قواعد الاحکام (علامه حلی) مبانی تکمله المنهاج الصالحین ( آیت ا… خوئی)، شرایع الاسلام (محقق حلی) و وسایل الشیعه (حر عاملی) و کتاب های الخلاف، النهایه و المبسوط فی فقه الامامیه (شیخ طوسی)، کتابهای الروضه البهیه فی شرح لمعه الدمشقیه و مسالک الافهام (شهید ثانی)، و المبسوط (سرخسی)، کنزل العرفان فی فقه القرآن(فاضل مقداد) و… و از کتاب های حقوقی استفاده شده، ترمینولوژی حقوق، ادله اثبات دعوی (بهرام بهرامی)، اثبات و دلیل اثبات (ناصر کاتوزیان)، حقوق جزای عمومی (ایرج گلدوزیان)، حقوق جزای عمومی (هوشنگ شامبیاتی) و…. اشاره نمود.
و همچنین از لوح فشرده مکتبه اهل البیت (ع) نیز استفاده زیادی در این پایان نامه شده است.
ادبیات تحقیق
با عنایت به ماده1313 قانون مدنی و سایر شرایط قانونی موثر در اثبات کلیه دعاوی مدنی و کیفری می توانیم شهادت را یکی از ادله اثبات دعوی قلمداد نمائیم.
بیان مساله
حساسیت شهود در مساله شهادت دادن دعوی برای یک جامعه خیلی مهم است و از جمله اینکه، اگر شهود و تمام شرایط و صفات در دادن گواهی به نفع یا علیه مورد دعوی در محکمه قضایی اعلام آمادگی می نماید می بایست به مهمترین موارد مسئولیتی خود یعنی تعهد اخلاقی آگاه باشد و اگر بر خلاف واقع اظهار نظر کند علاوه بر اینکه به لحاظ اخلاقی و وجدان پیش خدا مسئول است، ممکن است باعث اختلال ذهنی و درونی در خود به وجود آید و همین موضوع نیز در صاحب حق که در این دعوی متضرر شده است نیز مصداق پیدا می کند، از این مسئله که بگذریم یک سری زیان به جامعه وارد می شود که اساس مسئولیت مدنی و کیفری را به زیر سئوال می برد.
لذا ضمانت اجرا در مسئولیت کیفری، مجازات و در مسئولیت مدنی، جبران خسارت است و شهود بایستی پس از رجوع و به تناسب به شهادت دادن، جبران خسارت نمایند.
بنابراین همانگونه که گفته شد اگر شهود در این راستا تخلفی را مرتکب شوند و یا به عبارتی باعث خسارت به فرد یا افراد شوند و در حین رسیدگی به جرائم آنها صلح یا گذشت بین شهود و صاحب حق به وجود آید از جنبه عمومی، خصوصاً در مجازات های کیفری، مدعی عموم به عنوان نماینده جامعه، مجازات مورد نظر را برای هر یک از شهود متخلف واجد شرایط به تناسب شهادت خود بر اساس قانون اعمال می نماید.
ضرورت تحقیق
این تحقیق یک بررسی اجمالی از رجوع شاهد به هر نحوی از شهادت بوده است که مورد بررسی قرار گرفته است.
بنابراین در فرایند اجرای عدالت، اگر شخص بخواهد این جرم که در شرایط عادی اتفاق افتاده را مرتکب عامداً و از روی آگاهی این عمل را مرتکب شده، و لذا با توجه به مراحل متعدد در اجرای صدور حکم و با توجه به نوع دعوی، اگر مستحق تخفیف باشد اعمال خواهد شد و در برخی موارد نیز حد جاری می شود، چون جنبه حق الناسی پیدا کرده است.
لذا این تحقیق می تواند مورد استفاده دانشجویان مرتبط با رشته حقوق- محاکم قضائی کشور و… واقع شود و آرا و نظرات اجمالی حقوقدانان و فقها و همچنین روایات و آیات به کار گرفته شده است.
پیشینه تحقیق
در مورد پیشینه باید توضیح داده شود که بحث شهادت در کتاب های پیشینیان هم مورد بررسی قرار گرفته و مورد توجه علمای متقدمین و متأخرین از جمله محقق حلی و شیخ طوسی و شهید ثانی و بسیاری از علمای دیگر بوده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

این مورد به صورت کلی در چند مورد مقالات وپایان نامه درج شده است، بنابراین این مطالب کلی است و به صورت دسته بندی شده، تدوین نشده است؛ خصوصاً رویه محاکم قضائی و نظرات حقوقدانان و روایات و آیات کمتر مشاهده شده است.
سئوالات تحقیق
1- بررسی موضوع رجوع شاهد از شهادت در محاکم قضائی رسمی ایران قبل و بعد از صدور حکم به چه نحوی است ؟
2- آیا رجوع شاهد از شهادت، در تعیین مجازات او تخفیفی دارد ؟

3- انگیزه شاهد از شهادت دادن چیست ؟
4- مجازاتهای در انتطار شاهد با توجه به نوع شهادت و سپس رجوع از آن چیست ؟
5- در صورت به ناحق بودن شهادت بنابر هر دلیلی اثرات روانی ناشی از آن بر مشهودٌ له با توجه به نوع شهادت (مالی، حد، قصاص) چه می تواند باشد ؟
6- آیا شناخت انگیزه شهادت و رجوع از آن به محاکم قضائی و دادگاه صالحه ضرورتی دارد ؟
اهداف تحقیق
1- بررسی شرایط و صفات شاهد.
2- نصاب شاهد در شهادت و کیفیت در شهادت مورد بررسی قرار گرفت.
3- رجوع شاهد از شهادت در مبحث مالی و غیر مالی (مدنی خاص و کیفری) مورد ارززیابی قرار گرفت و نظرات فقها بدان ملحق شده است.
4- مشخص نمودن مجازاتهای متعدد با توجه به نوع دعوی و رجوع از آن از منظر فقها و حقوق مورد بررسی قرار گرفت.
روش تحقیق
به صورت کتابخانه ای و جمع آوری و بررسی نظرات فقها بوده است و کار تحقیق و هم چنین گردآوری اطلاعات به صورت فیش برداری بوده است.
مطالب در فیش مفاهیم و کلیات و صفات و شرایط شهود و همچنین نظرات حقوقدانان و فقها در خصوص رجوع شاهد از شهادت در قبل از اجرای حکم و بعد از اجرای حکم مخصوص بخصوص پس از صدور حکم و قبل از اجرای حکم قاضی مورد بررسی قرار گرفته است.
مبحث اول: معنای لغوی و اصطلاحی شهادت و شاهد
با عنایت به اینکه در عنوان پایان نامه به الفاظ اساسی ((شاهد)) و ((شهادت)) مواجه هستیم، لذا بر اساس ضرورت قبل از پرداختن به مباحث اصلی که در واقع پیرامون رجوع شاهد از شهادت هست بپردازیم، به صورت مفهوم شناسی مطالبی جهت ایراد مهمترین مصداق مطرح می گردد.
در این فصل پیرامون تعریف شهادت و شاهد از لحاظ لغوی و اصطلاحی مباحثی مطرح شده است. هم چنین بررسی کاربرد این واژه در آیات و متون فقهی و قانون مدنی و آئین دادرسی کیفری نیز مورد تحلیلی قرار گرفته است و در ادامه اینکه چگونه اداء شهادت و تحمل شهادت و صفات شاهد و هم چنین به بیان نظرات فقها عظام در این مورد پرداخته شده است و به انواع شاهد بر اساس نوع شهادت نیز پرداخته شده است.
گفتار اول
معنای لغوی شهادت
شهادت یا بینه، مشتق از شهده، شاهد، مشاهده و معاینه کردن است و عبارت است از خبر دادن به امری نزد قاضی به نفع یکی از طرفین دعوا و به ضرر دیگری است1.
گفتار دوم
معنای اصطلاحی شهادت
بنابراین اصطلاح لفظ گواهی به کار می رود.
در فقه غالباً استناد می کنند به اینکه مشهودٌ به باید از دیدنیها و یا شنیدنیها باشد. مانند: عقد که شنیدنی است و قتل و دزدی که دیدنی است2.
ماده 1313 قانون مدنی، لذا شهادت باید از روی قطع و یقین صورت گیرد. شهادت توأم با شک و تردید فاقد ارزش و اعتبار است.
بنابراین نظر شیخ انصاری این است که شهادت یعنی عدم علم را با آوردن خبر به صورت قطعی در می آورد، بنابراین شهادت افراد عادل را مانند ید مسلمان و تصرف و اقرار معتبر می داند3.
صاحب جواهر نیز در تعریف شهادت می فرمایند: ((شهادت عبارت است از اخبار از واقعه ای به سود یکی از دو طرف و زیان دیگری که از سوی شخص ثالثی جز اصحاب دعوا و حاکم در زمان تشخیص حق بیان می شود4.
گفتار سوم
معنای لغوی شاهد
شاهد کسی که امری یا واقعه ای را مشاهده کرده و حاضر بوده است5، پس شاهد کسی که شهادت به امری می دهد. خواه اداء شهادت کرده باشد خواه تحمل شهادت کرده باشد یعنی موضوع شهادت را احساس نموده و اطلاع از آن حاصل کرده باشد6.
در لسان العرب نیز در معنای لغوی شهادت آمده است، او را شاهد گرفتم، آنگاه او را شاهد آن مطلب واقع گردید7.
گفتار چهارم
معنای اصطلاحی شاهد
لذا تعریف گواه یا شاهد یعنی به طور کلی کسی که وقوع جرم را مشاهده کرده یا شنیده یا اطلاع خاصی درباره عمل ارتکابی داشته باشد و بخواهد درباره آن به مقامات صالح قضایی خبر بدهد، گواه نامیده می شود8.
بنابراین سخن پایانی این مبحث این است که قرآن کریم در سوره انعام؛ آیه 152 می فرماید:
((ای کسانی که ایمان آوردید اقسام کنندگان به قسط و عدل، گواهانی برای خدا باشید، هر چند علیه خویشتن یا پدر و مادر یا نزدیکانتان باشد، اگر غنی یا فقیر باشید، خداوند به حمایت و سرپرستی از آنان سزاوارتر است، پس پیروی هوی و هوس نکنید تا کج و منحرف نشوید و اگر از ادای شهادت مردد شوید یا مبهم و پیچیده ادا نمایید از اصل آن اعراض نمایید. یقیناً خداوند به آنچه می کنید آگاه و مطلع است.
بنابراین ((شهداء لله)) یعنی شهادت و گواهی را فقط برای ذات لایزال خدای عزوجل اقامه نمایید9.
((و لو انفسکم الغیر: هر چند آن گواهی علیه و به ضرر شخص خودتان بوده باشد)) به جهت اینکه دعوی و شهادت و اقرار همه در خبر دادن از حق، به نفع یک فرد و به زیان فرد دیگر مشترک و متعدد است، مگر اینکه (دعوی) خبر دادن از حق به نفع خود مدعی و به ضرر غیر و دیگری باشد10.
به این دلیل که شهادت و گواهی برای بیان و روشن سازی حق است، فرقی نمی کند چه علیه خود شاهد و چه علیه غیر شاهد، شهادت داده شود و نیز فرقی نمی کند که مشهودٌ له یا مشهودٌ علیه، یعنی کسی که له یا علیه او شهادت داده شده، غنی باشد یا فقیر، یا ترحم و دلسوزی به فقیر و تهیدست در آن مورد بی عدالتی شود، زیرا تنها خدا متولی و سرپرست عارف و آگاه به مصالح آن دو است11.
بنابراین یکی از تعریف های شهادت در اصطلاح به شرطی که قید و مستند به یکی از حواس باشد تعریف کاملی است که به شرح ذیل می باشد:
شهادت، اخبار توأم با قطع و جزم است از وجود حقی برای غیر که از سوی غیر قاضی به عمل می آید12.
مبحث دوم: وجود تحمل شهادت و ادای آن
ملاک شرایط و ضمانت شاهد که بعداً به آن می پردازیم، در همان وقت اداء شهادت در محضر حاکم، آن شرایط را دارا باشد نه در وقت تحمل شهادت که گواه و ناظر بر جریان بوده است13.
بنابراین اگر در وقت تحمل شهادت، ان شرایط را دارا نبوده، مثلاً کافر بوده ولی در وقت ادای شهادت مسلمان شده بود شهادتش قبول می شود و یا مثلاً در وقت تحمل شهادت فاسق بوده ولی در وقت ادای شهادت عادل شده بود شهادتش پذیرفته می شود14.
لذا این مطلب نسبت به شرط عقل، صحیح نمی باشد. زیرا سابقاً در ذیل اشتراط عقل، اشاره شده که عقل شرط است هم در وقت اداء و هم در وقت تحمل، بنابراین، اگر چه در حال تحمل شهادت، دیوانه بود و در وقت ادای شهادت عاقل شده بود باز شهادتش قبول نیست. همانا دارا بودن شرایطی که وجود آنها پذیرفتن شهادت در وقت ادای شهادت است که وقت تحمل شهادت، پس از تحمل شهادت کرد در حال ناحق بودنش (از حیث شرایط – مثل: حال عدم بلوغ یا کفر و فسق) سپس کامل شد در وقت ادای شهادت (یعنی بالغ شد یا مسلمان شد یا عادل شد) شهادت او پذیرفته می شود15.
بنابراین سر وجوب تحمل شهادت و ادای آن را از کلام ا… مجید در سوره بقره آیه 282 می فهمیم که می فرماید: ((در هنگامی که شاهدان فراخوانده می شوند نباید امتناع نمایند))
بنابراین اگر افراد شایسته با داشتن قدرت، تحمل شهادت ننمایند همگی گناه کرده اند و مواردی که با یک شاهد – هر چند به ضمیمه سوگند – ادعا ثابت می شود یا آن یک نفر تکمیل کننده نفرات شهود است اگر به جز آن شاهد، شخص دیگری نباشد و حوب، همانند دیگر واجب کفایی که غیر از شخصی واحد، دیگران مبادرت به اتمام آن نکرده اند، عینی می شود.
از دیدگاه ماده152 آئین دادرسی کیفری هم بایستی ادای شهادت در دادگاه به همراه احضار گواه باشد، بنابراین، در صورتی که شخص شاهد یا مطلع برای حاضر نشدن خود عذر موجهی داشته باشد و مدعی العموم آن عذر را بپذیرد احضاریه ثانوی فرستاده خواهد شد.))، لذا در امور کیفری، اختیار جلب شاهد برای بار دوم پیش بینی شده است.
ظاهر از خسارتی که شاهد می تواند پیش از رفتن به دادگاه مطالبه کند، هزینه بیکاری و محروم ماندن از کسب و کار است و شامل خسارتی که به هنگام مسافرت به او وارد می شود نمی گردد. به عنوان مثال، اگر شاهد به هنگام سفر با دیگری تصادم کند نمی تواند به این استدلال که او ناگزیر از سفر نمی شد با چنین خطری هم روبرو نمی گردید، خسارت تصادم در راه را از استناد کننده عطابه کند. زیرا احضار به دادگاه تنها یکی از شرایط ورود ضررات نه سبب آن، لذا ماده160 آد. ک در مورد خسارت همین مضمون را دارد: ((در صورتی که شهود یا مطلعین برای حضور در دادگاه مدعی ضرر و زیان از حیث شغل و کار خود شوند و یا درخواست هزینه ایاب و ذهاب نمایند…))
در ادامه اینکه پس از تحمل و درک مورد شهادت توسط شاهد با همه احوالاتی که ذکر شده است نوبت به ادای شهادت می شود. در این راستا که آیا ادای شهادت اجباری است یا خیر ؟ بین فقها، اتفاق نظری وجود ندارد. از ظاهر پاره ای از منابع مثلاً در آیات قرآن اشاره شده که واجب عینی است16. ولی قول مشهود آن است که از دیدگاه فقها که واجب کفایی است، به این معنا که اگر شاهدان متعدد باشند، وجوب ادای شهادت بر هر کدام کفایی است و گروهی نیز وجوب کفایی را مشروط به استدعای از شاهد کرده اند. ولی در فرضی که شاهد تنها کسی است که ناظر به واقع بوده یا با شهادت او شمار شاهدان برای اثبات شرعی موضوع کافی می شود (مانند شاهدی که اقرار مورد استناد را شنیده است) و بداند که از گمان او خونی به هدر می رود یا حقی ضایع می شود وجوب آن ادای شهادت عینی است17.
مبحث سوم: صفات شاهد و اثر کاهنده آنها در شهادت کذب
گفتار اول: بلوغ
خداوند متعال در سوره طلاق آیه 2 می فرماید: ((دو مرد مسلمان عادل گواه بگیرید)) و باز در سوره بقره آیه 282 می فرماید: ((و از مردان خودتان دو گواه بگیرید و اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن از گواهان که می پسندید تا اگر یکی از دو زن فراموش کند دیگری او را یادآوری نماید.
شرط است که گواه بالغ باشد زیرا که سخن کودک بر خودش پذیرفته نمی شود پس چگونه بر دیگری پذیرفته شود و به موجب سخن خداوند متعال: ((از مردان خودتان دو شاهد بگیرید)) مگر در زخمها و قتل بنا بر مشهود به جهت خبر حسن وارد شده که عرض شد: آیا شهادت کودکان جایز است. فرمودند: آری در قتل جایز است و سخن اول او را باید گرفت و به سخن بعدی او اعتنا نمی شود18.
پس شاهد باید بالغ باشد لذا شهادت غیر بالغ نافذ و پذیرفته نیست مگر در یک مورد، آن شهادت بر زخمها باشد که در آن بلوغ لازم نیست ولی با سه شرط:
1- که ده ساله باشند.
2- بچه ها در موقعی که شاهد واقعه باشند برای کار حلال یا بازی مباحی دور هم گرد آمده باشند نه بازی حرام مثل قمار بازی.
3- که پیش از پراکنده شدنشان شهادت بر عمل واقع شده را بدهند19.
چنانچه و صاحب جواهر20 می فرمایند: ” در شهادت دختر ” بچه مطلقاٌ جایز نمی باشد اما در قبول شهادت پسر بچه ممیز، فتوای فقها اختلاف دارد بعضی آن را مطلقاً جایز نمی دانند و بعضی آن را تنها در قتل و جراحت جایز می دانند.))
گروهی آن را تنها در جراحت و بعضی تنها در قتل جایز می دانند.
فتوای اصحاب در مورد شرایط پذیرش شهادت کودکان در قتل و جراحت نیز متفاوت می باشد که در ذیل به بعضی از نظرات آنها اشاره می شود.
محقق حلی در مختصر النافع می فرماید:
((عبارت الاصحاب در مورد قبول شهادت بچه ها و جنایات اختلاف دارد و نتیجه آن این است که پسر بچه ها زمانی که سن آنها به ده سال رسیده باشند و کلام آنها با هم اختلاف نداشته باشند شهادت آنها در جراحت پذیرفته و کلام اول آنها گرفته می شود21))
شیخ الطایفه (شیخ طوسی) در کتاب نهایه الاحکام می گوید:
((شهادت آنها در جراحت و قصاص پذیرفته است22))
ولی در خلاف می گوید:
شهادت بعضی از بچه ها بر علیه بعضی دیگر زمانی که به خاطر امر مباحی مانند تیراندازی جمع شده و هنوز متفرق نگشته باشند تنها در جراحت قبول می شود23.
شهید ثانی می فرماید:
((شهادت بچه ها تنها در جراحت اگر به حد قفل نرسیده باشد به شرط اینکه سن آنها ده سال رسیده و برای مباحی اجتماع کرده باشند. اینکه بعد از دیدن جنایت هنوز متفرق نشده باشند پذیرفته می شود24.))
میلانی می گوید:
((مقتضای جمع بین اخباری که ذکر شده این است که شهادت بچه ها تنها در قتل پذیرفته می باشد و شروطی که در قبول شهادت آنها معتبر می باشد مختلف است ولی در هیچ کدام از اخبار ذکر از جراحت نشده است، مگر اینکه جماعتی آن را ذکر کرده اند. شاید آن هم به خاطر اولویت باشد، لکن اثبات می باشد، چون لازمه آن این است که شهادت بچه ها را در تمام امور قبول کنیم25)).
اردکانی می گوید:
در این اخبار (که رفتن مقداری از آن گذشت) تنها بر شهادت بچه در قتل دلالت دارد، لذا اضافه کردن جراح به آن نیاز به دلیل دارد. اولویت هم به خاطر عدم قطع ممنوع می باشد، مگر مشاهده نشد که شهادت در آن نشده باشد جایز نیست26)).

  • 1

دیدگاهتان را بنویسید